تبليغاتX
سلام آشنائی

جمعه بیست و چهارم خرداد 1387

قصر امل

بیا که قصر امل سخت سست بنیاد است

                                                        بیار باده که بنیاد عمر بر باد است

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود

                                                        ز هر چه رنگ تعلق بذیرد آزاد است

                                           ((( حافظ )))

 

نوشته شده توسط محمدرضا رضائیان در 20:7 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه دوازدهم دی 1386

کعبه

به طواف کعبه رفتم به حرم ره ندادند     تو برون در چه کردی که درون خانه آئی

به کعبه گفتم تو از خاکی منهم از خاک . چرا باید به دور تو بگردم .

ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی . برو با دل بیا تا من بگردم .

نوشته شده توسط محمدرضا رضائیان در 5:32 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه دوم دی 1386

باسمه تعالی

به نام خداوند بخشنده مهربان

به طواف کعبه رفتم به حرم ره ندادند

تو برون در چه کردی که درون خانه آئی

به کعبه گفتم توازخاکی منهم ازخاک

چرا باید به گرد تو بگردم

ندا آمد تو با پا آمدی باید بگردی

برو با دل بیا تا من بگردم

نوشته شده توسط محمدرضا رضائیان در 21:57 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386

زندگی

((۲۰۱ ))

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست

هرکسی نغمه ی خود خواند واز صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

نوشته شده توسط محمدرضا رضائیان در 11:3 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه یازدهم آذر 1386

(( ۲۰۰ ))

به قبرستان گذر کردم صباحی

شنیدم ناله و افغان و آهی

شنیدم کله ای با خاک می گفت:

که این دنیا نمی ارزد به کاهی

نوشته شده توسط محمدرضا رضائیان در 7:12 |  لینک ثابت   • 

جمعه نهم آذر 1386

رباعی

(( ۱۹۹ ))

دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ

ای هیچ برای هیچ برهیچ مپیچ

دانی که از آدمی چه ماند پس مرگ ؟

لطف است و محبت است وباقی همه هیچ

نوشته شده توسط محمدرضا رضائیان در 9:1 |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه هشتم آذر 1386

رباعی

((۱۹۸))

به قبرستان گذر کردم کم وبیش

بدیدم قبر دولتمند و درویش

نه درویش بی کفن در خاک افتد

نه دولتنمند برده یک کفن بیش

نوشته شده توسط محمدرضا رضائیان در 10:0 |  لینک ثابت   • 

چهارشنبه هفتم آذر 1386

دعا

خدایا سرنوشت مرا خیر بنویس که آنچه را که توزود می خواهی دیر نخواهم وآنچه را که تو دیر می خواهی زود نخواهم .
نوشته شده توسط محمدرضا رضائیان در 14:4 |  لینک ثابت   • 

یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385

جامعه شناسی

197

 

(( جامعه شناسی )) : جامعه شناسی در یک مکتب اولا مشخص می کند که جامعه را چگونه واقعیتی می داند و چگونه آن رااز نظر فکری و اقتصادی می شناسد . اعتقاد خاص انسان براساس و به اقتضای مکتبش به جامعه ی بشری و نظامی که برای آن قائل است و نوع تلقی ایکه از جامعه بشری دارد .

نوشته شده توسط محمدرضا رضائیان در 18:32 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و ششم آبان 1385

جــامـعـه ی جــــــــوش

196

 

(( جامعه ی جوش )) : جامعه ی جوش ، مردم جوش ، بیرون جوش ، بیرون گراها ، انسانهائی که همیشه با هم حرف می زنند و دلشان می خواهد شلوغ باشد ووقتیکه می خواهند از جائی به خانه شان بروند راه شلوغ را طی می کنند و همیشه می خواهند از وسط خیابان شلوغ بروند و از وسط بازار بروند ، نه از یک راه خلوت . خلاصه آنهائی که اصلا تیپشان مردم جوش است زوتر به تنهائی می رسند . درون گراها دیرتر به تنهائی می رسند ، انسانهائی که می توانند ساعتها بمانند و با خودشان فکر کنند بیشتر از انسانهای بیرون جوش ... در برابر تنهائی مقاومت می کنند .

نوشته شده توسط محمدرضا رضائیان در 8:19 |  لینک ثابت   •